ازشنبه ی این هفته به طور قابل ملاحظه ای حجم کارم زیاد شد.غیر قابل تحمل بود.به دلایل مختلف استرس داشتم و اوج ماجرا امروز صبح بود که سیستمم کلن تعطیل شد.خیلی از فایلها و ...پریدند.ویندوز نصب شد اما همچنان مشکلات هست.قرار شد مهندس فردا بیاد که من نیستم.حوصله ی هیچکس رو ندارم .اوج ماجرا هم وقتی بود که اومدم خونه و فهمیدم قراره مهمون بیاد .الان مهمون داریم و من اینجا هستم.کاش بره زودتر.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر