در سیستمی که من کار می کنم،یک سری همکار هستند که اینجا براشون به عنوان شغل چندم(دوم،سوم و...) هست.مثلا 1 همکاری داریم که کلن اینجا فقط دفتر کارش هست.تلفن می زنه،ماشین،خانه،زمین می خره و می فروشه و....هر وقت هم که قراره در یک موردی وظایف مربوط به اینجا رو انجام بده ،یک جورایی می پیچونه.خیلی ها تلاش کردند زیرابشو بزنند که اخراج بشه اما نشده و او همچنان مثل صخره ای محکم پابرجاست.
از این جالبتر یک نمونه ی دیگه هست که کارمند صدا و سیماست .تا 3 سال پیش از ساعت 3 به بعد می آمد و به کارهای شخصیش می رسید. الان مدتهاست که دیگه نمی آید.اما انگار بو میکشه و هر وقت قراره حقوق ماهیانه پرداخت بشه پیداش میشه و همیشه هم سر مبلغ حقوقش چانه می زنه.خوب تا اینجا هم ما کنار می آییم .اما دیدن هر ماه ایشان حال ما رو به هم می زنه.یعنی کلن من و الهام حوصلشو نداریم.امروز هم که اومد،اصلن من و الهام دلمون نمی خواست باهاش همکلام بشیم.خودش بعد از تسویه حساب ماهیانه،مستقیم اومد و حال من و الهام رو پرسید.صحبت های معمولی و بعد مستقیم رفت سراغ موضوعات بی ربط:به من گفت چرا ازدواج نمی کنم و درباره فوایدش صحبت کرد و به الهام هم توصیه کرد که بچه دار بشه !کارد می زدی خون ما در نمی آمد.راست میگن که کارمندان صدا و سیما منفورند.چون شخصیت جالبی ندارند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر