۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

آرزو

می پرسه:چه آرزویی داری؟
کمی فکر می کنم.چیزی به ذهنم نمیرسه.یادم میاد که خیلی وقته آرام نخوابیدم و این روزها هم هزینه ی زندگیم رفته بالا.کمی پول بد نیست.اما هیچ چیزدیگه ای به ذهنم نمیرسه.اینها هم شدن آرزو؟
وقتی آدم نتواند هیچ آرزویی کند،یعنی زندگی آنقدر مزخرف شده که تمام بشه بهتره.

هیچ نظری موجود نیست: