سالها قبل تو خونه پدربزرگم یک گاو صندوق بود.یادم میاد وقتی کوچک بودم،همیشه دوست داشتم بدونم،توش چیه.برای همین هر وقت پدر بزرگم میرفت و درش رو باز میکرد،با کنجکاوی نگاه میکردم.گاوصندوق برای من نشانه ی پول و جواهرات بود.اما داخل گاو صندوق پدربزرگم مقداری کاغذ،سند خانه و یک باغ مشترک( که همیشه سرش دعوا بود ) و کمی پول بود و این منو مأیوس می کرد.بزرگتر که شدم فهمیدم که گاوصندق به معنای ثروت نیست.گاو صندوق میتونه خالی باشه.همه ی اینها امروز وقتی از جلوی مغازه ی گاو صندق فروشی رد میشدم،به ذهنم رسید.ظاهر آدمهایی که برای خرید میامدند،جالب بود.نمیشد تصور کرد ثروتمند هستند یا حساس به دارایی ها.آدمهای معمولی شبیه فروشنده ی سوپر مارکت،مکانیک یا حتی خانم خانه دار بودند.
۲ نظر:
خود ما هم به نوعی گاو صندوق هایی هستیم که نمیشه حدس زد درونمون چه خبره...
ارسال یک نظر