1)بعضی از رفتارها یا کارها با اینکه ساده اند اما نیاز به ظرافت دارند.تشخیص زمان و زبان مناسب خیلی مهمه.مثل دعوت به شام،سینما رفتن یا حتی پیشنهاد کمک وقتی می دونی دوستت شرایط سختی داره.همه ی اینها هوش زیادی نمی خواد.میشه خودت رو بگذاری جای طرف مقابل،اگر کمی اونو بشناسی،می دونی عکس العملش چیه.
2)یکی از مشکلات من این بوده که حتی وقتی رفتار دیگران آزارم داده،ساکت موندم.با خودم گفتم که اگر حرفی بزنم شاید به طرف مقابلم بر بخوره و ناراحت بشه.سعی می کنم با خنده و شوخی به طرف حالی کنم.اما از اونجایی که حرفهای تؤام با خنده جدی گرفته نمیشه،نتیجه اینه که،بارها و بارها از یکنفر به دلیل یک رفتار آزار دهنده دلگیر میشم.و در آخر مثل یک طوفان منفجر میشم و باز هم همه چیزو نمی گم و طرف فکر میکنه من بابت یک موضوع بی اهمیت طوفان به پا کردم.نمی فهمه که عصبانیت یک مدت طولانی رو خواستم یک دفعه سر و سامان بدم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر