پرنده ی بی بال و پر
۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه
خیلی دور،خیلی نزدیک
از جلوی دبیرستان سلمان رد می شم.یاد روزی می افتم که با شناسنامه رفتم آنجا که رای بدهم.اصلا تمام شدن بهار،آمدن تابستان و تمام شدنش و رسیدن پاییزرو خوب به خاطر نمیارم.انگار همین دیروزبود رفتم آنجا.همینطور دیگه مثل قبل نیستم.مثلن همون آدم سال 87.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر