ساعت 8.5 شب است.سوار تاکسی هستم.یک مسافر دیگه هم سوار شده.معلومه عصبانیه.کمی با تلفن حرف می زند،درباره ی خریدن گوشت و مرغ.تلفنش که تمام می شه میگه "تا وقتی یارانه ها هدفمند نبود،من 2 جا کار می کردم و خانمم یک جا،اما همیشه آخر ماه کم می آوردیم.حالا که قراره هدفمند بشه،فکر کنم باید باز هم یک شیفت دیگه کار کنیم.خسته شدم به خدا"این سمبل یک مرد ایرانی مستأصل بعد از هدفمندی یارانه هاست.
هر جا که قدم می گذارم،فکر و ذکر مردم دنبال یارانه هاست و اینکه بعد از هدفمندی تا چه حد وضعیت مالی و زندگیشون بدتر می شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر