۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

به طرز احمقانه ای امید دارم که یک روز میای.نمیدونم کی یا چطور.اما این باعث میشه آروم بشم.حس کنم برای همیشه نرفتی.بر میگردی و همه ی چیزهایی که یک گوشه ی ذهنم گذاشتم و می دانم برای تو جالب هست رو برات تعریف می کنم.

هیچ نظری موجود نیست: