۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

بعضی وقتها می تونم تا مدتها ساکت بمونم بدون اینکه زحمت از بین بردن سکوت رو به خودم بدم.اصلن از اون سکوتی که اجباری برای از بین بردنش نیست لذت می برم.بعضی وقتها،سکوتم از نادیده گرفتن دیگران است.حوصله ی دیگران رو ندارم.بعضی وقتها هم مشغول فکر کردن هستم و ساکتم.سکوت هر جور که باشه،معنیش اینکه حرف نزدن از حرف زدن در شرایط مورد بحث،بهتره.کاش برای بقیه هم قابل درک باشه.

هیچ نظری موجود نیست: