۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

یک)حس می کنم این هفته خیلی طولانی بود،نه از نظر زمانی . از نظر حس و حوادث.مثلن اگر بخواهم به یکشنبه ی پیش فکر کنم،انگار یکماه پیش هست.اصلن انگار هفته به دو قسمت تقسیم میشه.
دو)نفهمیدم اونروز دستم کی خراشید .
سه)وقتی جمعیت زیاد باشه،آدمها شجاع تر میشن.
چهار)یک سری بودن که می گفتن اینا که گفته بودن کسی رو نمی زنن،پس چرا می زنن؟

هیچ نظری موجود نیست: