پرنده ی بی بال و پر
۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه
افسرده و بیحال نشسته بودم،زنگ خانه را زدند،پیک بود،یک گلدان و یک کتاب از طرف مؤسسه آمده بود،همین که آنها به یادم بودند،کلی شادم کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر