از عادتهای زندگی خواهرم اینه که هیچ وقت بعد از خوردن صبحانه که معمولن به تنهایی می خوره تلاشی برای جمع کردن میز نمی کنه،به استثنای پنیر که دوباره می ذاره تو یخچال،به نظرم هیچ تصوری از مرتب کردن میز بعد از صبحانه نداره،البته در صورتی که ناهار یا شام رو هم تنها بخوره،فقط ظرفها رو داخل سینک میذاره،لابد فکر می کنه خودش مرتب میشه،من اگر خونه باشم ،آثار صبحانه خوردن اون رو هم مرتب می کنم،راستش اینه که حوصله غرغر مادرمو ندارم،البته سر خواهرم می زنه،خواهرم هشت ساله نیست،از من بزرگتره و مادرم همیشه غر می زنه و من دوست ندارم که مادرم سر خواهرم غر بزنه...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر