پرنده ی بی بال و پر
۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه
آب پرتقال وذکر همراه آن
سوار تاکسی هستم.دخترک روی پای مادرش نشسته و داره آب پرتقال می خوره.با قلپ اول میگه یا حسین،با قلپ دوم میگه میرحسین.این کار رو تا وقتی که آب پرتقال تموم بشه،میگه.خیلی زیاد لذت بردم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر