۱۳۸۹ آذر ۱۴, یکشنبه

بعضی وقتها پیش میاد که جایی هستم و مشغول کارهای روز مره.یک دفعه نفسم بالا نمیاد.دلم می خواهد اونجا نباشم.دلم می خواهد فکر نکنم به چیزی.می خواهم با تمام توانی که دارم،بدوم و از آنجا فرار کنم.اوایل یا خوردن یک لیوان آب و چند قدم راه رفتن بهتر می شدم.اما الان با اینکارها هم خوب نمی شم.شاید با چند تا نفس عمیق بتونم ظاهرمو حفظ کنم،اما فایده چندانی نداره.

هیچ نظری موجود نیست: