۱۳۸۹ دی ۴, شنبه

تمام مدت دیشب خواب می دیدم که دارم از بلندی میفتم و کسی نیست که کمکم کنه،تنها هستم و ترسیده ام.وهر بار قبل از افتادن بیدار می شدم.متوجه می شدم که خواب بوده،اما می ترسیدم هنوز،از افتادن،از تنهایی،از مرگ اینطوری.

هیچ نظری موجود نیست: